تبلیغات
دلکده دانشجویی - لکنت زبان!

یکی لکنت زبان داشته، زنگ می زنه اورژانس که بیاد جنازه همسایه شون رو که مرده ببره...

می گه ،اااالو اااوورژانس، این ههههمسایمون ممممرده یه آمبولانس بفرستین.

طرف می پرسه: آدرستون؟

یارو تا میاد آدرسو بگه زبونش بند میاد می گه ظظظظظ...

طرف می گه ظفر منظورته؟

می گه ننننننننه،

طرف فکر می کنه سرکاره، قطع می کنه.

 

۲هفته بعد همین اتفاق می افته. باز هم طرف می گه آدرستون، باز زبون یارو بند میاد می گه ظظظظظ...

طرف می پرسه ظفر؟

می گه نننننه...،

باز مامور اورژانس فکر می کنه سرکاره، قطع می کنه.

 

۳ ماه می گذره، باز طرف زنگ می زنه می گه اااااووووورژانس،

این هههمسایه مون ممممرده محلللمون بو گگگرفته یه آمبولانس بببفرستین.

طرف می گه آدرستون؟

باز زبونه یارو بند میاد می گه ظظظظظ...

، از اونور می گن آقا منظورت ظفره؟

طرف می گه: آآآآآره! ک ک کشوندم آوردمش ظفر ببببیا بببرش!!!!


+ این پست صرفا یک شوخی ست!! لطفا به کسی بر نخوره!




طبقه بندی: طنز، داستان،

تاریخ : دوشنبه 1 مهر 1392 | 08:04 ب.ظ | نویسنده : a.k | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.